سيد محمد باقر برقعى

19

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

ديده را دوخته‌ام ، * با گهر اشك دعا به اميدى شيرين ، و هراسى دلگير * و لبانِ حاجت ، همچنان گرم دعا * لحظه‌ها مىگذرد لحظه‌اى چند به بىتابى دل * عطش گريه شوق بعد آن سجدهء شكر * چشم دل منتظر است و چه شورانگيز است * اگر از معجزهء عشق تو ، قفل دل من ، باز شود . اگر بيايى . . . اگر بيايى ، مشت‌هايم را برايت مىگشايم * و هرآنچه در آن است به پايت مىريزم * تكّه‌پاره‌هاى اشكم * خرده‌هاى دلم را .